برچسب:
نویسنده: هستی زارعینیا
درمیان دردهای منقطعی که مادرمی کشید
درمیان شادی آمدنت،درممتدقدم هایی که برداشتی،
آرام آرام؛ازبطن مادرتابطن زندگی
درهمه این هاآمدنت جاری بود
دستهای پدردنیاشدوپاهای کوچکت پابه دنیاگذاشتند...
اکنون من و*او*دوپاره یک واقعیتیم؛ من:من!
*او*:مرگ
برچسب:
نویسنده: هستی زارعینیا
برچسب:
نویسنده: هستی زارعینیا
برچسب:
نویسنده: هستی زارعینیا
عشق جانم اولین سال آشناییمون مبارک
منتظرزنگت نشستم که صدای زیبای تو تپش قلبمو دوباره ببره بالاتر
دوباره باشنیدن صدات دلم یهوبریزه انگار
برچسب:
نویسنده: هستی زارعینیا
برچسب:
نویسنده: هستی زارعینیا
برچسب:
نویسنده: هستی زارعینیا
روزهای سختی روپشت سرمیذارم،روزهایی که نگرانیه بچه هام راه گلوموبسته،روزایی که جهنمه،
خدایا آروم کن دلمو
برچسب:
نویسنده: هستی زارعینیا